فرهاد ميرزا

64

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى )

در نزديكى بندر پوتى « شمن‌دفر » مىايستد . از آن‌جا به پوتى با درشكه آمديم . ميان راه « شمن دفر » و بندر پوتى رودخانهء بزرگى مىگذرد مسمى به ريون 43 . پل آهنى بسيار خوبى ساخته‌اند كه از همهء پل‌هايى كه ديده‌ايم ، حتى از پل تفليس بهتر است . سيصد و چهل و پنج قدم طول او است . در وسط پل از دو طرف عقاب دو سر را نصب كرده‌اند . در اين پل چهارصد و پنجاه هزار منات خرج كرده‌اند . هركه از آن پل عبور كند خواه پياده ، خواه سواره ، سرى يك كاپاك مىگيرند . اگر احيانا روزى ده بار به جهت ضرورت عبور بكند ، ايابا و ذهابا هردفعه يك كاپاك مىگيرند . اين رودخانه از « كوتايس » مىآيد و آب قووىريله و ساير رودخانه‌ها داخل او مىشود تا در نزديكى پوتى به دو شقه شده داخل دريا مىشود . از شهر تفليس كه مىگذرى صحرا وسيع مىشود و بين الجبلين فراخ مىگردد . دهات بسيار خوب در دامنهء كوهسار در يمين و يسار است ، خاصه طرف يسار كه خيلى آبادى دارد . اغلب جاها كوه‌ها را براى راه‌آهن تراشيده‌اند . در طرف يسار بعضى جاها چنان نزديك مىشد كه عصاى دست را دراز مىكردى به كوه مىرسيد . تقريبا چهل ورس به پوتى مانده باز وارد صحرايى شديم . كوه‌ها دور افتاد . اگرچه شب بود ولى در صحرا جنگل بسيار مشاهده مىشد . در طرف يمين راه كوه‌هاى قفقازيه است مسمى به مگرل كه ماوراء آن‌ها ولايات قفقازيه است . اغلب اوقات با برف مستور است . در تابستان نيز برف دارد . كوهستان مكرل بر وزن بشمل در جانب شمال و مشرق پوتى است . بندر پوتى كارخانه‌هاى زياد دارد ، خوب معمور شده ولى بسيار بد [ آب و ] هوا است . رطوبت آن‌جا از گيلان زيادتر است . در پوتى وكيل دولت ايران از جانب ميرزا اسد الله خان موسيو ديگران ارمنى است كه در سر راه « شمن دفر » با پخل‌نيك پوتى ايستاده بود . تا منزلى كه مشاراليه براى ما كرايه كرده بود با قراول آمدند . عرض پوتى « مب‌ى » چهل و دو درجه و ده دقيقه و طول پوتى از گرينيچ « ماكز » چهل و يك درجه و بيست و هفت دقيقه است . پوتى را با تاء مثناة فوقيه و طاء مشاله هردو مىنويسند . روز يكشنبه هفتم شوال المكرم : پنج و نيم از دسته رفته از پوتى درآمده سوار كشتى بخار كوچك مسمى به بابوشقه شديم . مسيو بگلروف لوآرساب مرا به كشتى رسانيده خداحافظ كرد . طول اين كشتى هشتاد و يك فوت است . معنى بابوشقه در زبان روسى يعنى پدر و مادر . در ساعت شش كه يك ساعت به ظهر مانده بود حركت كرد . در دنباله كشتى يك كشتى ديگر بسته بود كه مردم را به كشتى بزرگ در باطوم 44 برساند . اگر مسيو بگلروف لوآرساب نبود اين نظم و ترتيب را نمىيافت . در اين كشتى كوچك علم شير و خورشيد ايران را براى احترام دولت ايران كه شاهزاده ايران در اين كشتى است به دستور العمل مسيو بگلروف لوآرساب كشيدند . پوتى بسيار بدخور و بدلنگرگاه است . سه ربع ساعت كشتى تباتى حركت كرد كه داخل دريا شد . عمق آب رودخانه سه چهار